الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )
94
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )
چيزى نيافتيم . ابليس كه لعنت خدا بر او باد گفت : خودم بايد بروم ، سپس در دنيا به جستجو پرداخت تا اينكه به حرم رسيد و ديد كه حرم مالامال از فرشتگان و ملائكه است . او نيز خواست وارد شود كه بر او فرياد زدند ، پس بازگشت در حالى كه مانند گنجشكى شده بود . از سمت حرم داخل شد كه جبرئيل عليه السّلام به او گفت : من تو را ديدم خدا لعنتت كند ! او به جبرئيل گفت : از تو سؤالى دارم ، اى جبرئيل ، از آن شب چه اتفاقى در زمين افتاده است ؟ جبرئيل به او جواب داد : محمد ولادت يافته است . ابليس گفت : آيا براى من در او بهره و نصيبى است ؟ جبرئيل در جواب گفت : خير . ابليس پرسيد : در امتش چطور ؟ جبرئيل گفت : بلى . ابليس گفت : الان راضى شدم . « 1 » ابن شهرآشوب « 2 » از على عليه السّلام نقل مىكند : چونكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ولادت يافت ، همگى بتها در كعبه روى صورت به زمين افتادند . چونكه غروب شد صدايى از آسمان شنيده شد كه مىگفت : جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ؛ حق آمد و باطل رفت ، همانا باطل نابودشدنى
--> ( 1 ) . امالى صدوق ، ص 235 . ( 2 ) . رشيد الدين ابو جعفر محمد بن على بن شهرآشوب السروى المازندرانى صاحب كتاب المناقب و المعالم و ديگر كتابها و در فضيلت او همين بس كه همگى به بزرگى و علو مقامش اعتراف دارند . قبرش در خارج حلب روى كوه جوشن است . الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 386 - 385 .